‍ توضیح مختصری در مورد پیوندگاه:

دون خوان در دوره آموزش هایش مکررا بحث میکرد و شرح میداد که او چه چیزی را کشف مهم ساحران عصر کهن می داند. او آن کشف را ویژگی قطعی آدمی به عنوان گوی فروزان می نامید:
نقطه ای گرد با درخششی شدید…

‍ توضیح مختصری در مورد پیوندگاه

‍ توضیح مختصری در مورد پیوندگاه:

دون خوان در دوره آموزش هایش مکررا بحث میکرد و شرح میداد که او چه چیزی را کشف مهم ساحران عصر کهن می داند. او آن کشف را ویژگی قطعی آدمی به عنوان گوی فروزان می نامید:
نقطه ای گرد با درخششی شدید و به اندازه توپ تنیس همواره در داخل گوی فروزان جا دارد، سطحش تابنده است و حدود شصت سانتیمتر عقب تر از سینه شخص، در سمت راست کتف است.

اولین باری که دون خوان آن را برایم شرح داد حتی تصورش برایم سخت بود، توضیح داد که گوی فروزان بسی بزرگتر از کالبد آدمی است و خال بسیار درخشنده، قسمتی از این گوی انرژی است و در مکانی هم سطح کتف، به اندازه طول یک دست به طرف عقب بدن، جای دارد. گفت که ساحران عهد کهن پس از آن که «دیدند» چه میکند، آنرا “پیوندگاه” نامیدند.
پیوندگاه چه میکند؟
ما را وادار به درک و مشاهده میکند. ساحران قدیم «دیدند» که مشاهده درک انسان در آن نقطه جمع شده است. چون «دیدند» که تمام موجودات زنده چنین نقطه درخشانی دارند، حدس زدند که بطور کلی ادراک باید به طرق مناسب در آن نقطه بوقوع بپیوندد.

ساحران چه «دیدند» که نتیجه گرفتند ادراک در پیوندگاه بوقوع می پیوندد؟
پاسخ داد که آنها نخست «دیدند» گذشته از این ها میلیون ها تار فروزان انرژی کیهان از میان گوی فروزان میگذرد، فقط تعداد اندکی مستقیما از میان پیوندگاه عبور میکند و آنچنان که انتظار میرفت این مقدار در مقایسه با کل، اندک بود.
بعد «دیدند» که تابش عظیم گوی مانندی که بفهمی نفهمی بزرگتر از پیوندگاه است همواره آنرا احاطه کرده و کاملا فروزندگی تارها را که مستقیما از میان تابش می گذرد شدت می بخشد.

سرانجام دو چیز دیدند. نخست آنکه پیوندگاه آدم میتواند از نقطه ایی که معمولا هست جدا شود. دوم آنکه (با داوری از رفتار عادی آدمهایی که مشاهده کردند) به نظر میرسد وقتی که پیوندگاه در جای معمول خود هست مشاهده و درک، طبیعی و عادی است، ولی وقتی که پیوندگاه و فضای مدور و تابنده گرداگرد آن در مکانی متفاوت از مکان دائمی است؛ به نظر میرسد دلیل رفتار غیر عادی آدمها این باشد که آگاهی آنها تفاوت دارد؛ یعنی که آنها به شیوه ای نا آشنا مشاهده و درک میکنند.

نتیجه ای که ساحران عهد کهن از تمام اینها گرفتند این بود که هرچه تغییر مکان پیوندگاه از جای مرسوم آن بیشتر باشد، در نتیجه آگاهی و ادراک، غیر عادی تر است. …
… اثر تغییر مکان پیوندگاه، پیکربندی دیگری از انرژی بود که ساحران عهد کهن قادر به «دیدن» و مطالعه آن شدند. دون خوان گفت وقتی که پیوندگاه به جای دیگری تغییر مکان دهد، تجمع نوینی متشکل از میلیون ها تار فروزان انرژی در آن نقطه بر قرار میشود. ساحران عهد کهن آنرا «دیدند» و نتیجه گرفتند که چون هر جا که پیوندگاه باشد تابش آگاهی نیز همواره حضور دارد، مشاهده درک خودبخود در آنجا گرد می آید.

دون خوان توضیح داد که ساحران قدیم دو نوع تغییر مکان پیوندگاه را تشخیص دادند:
نخستین تغییر مکان به هر نقطه ای در روی (سطح) یا درون گوی فروزان بود. آنها این تغییر مکان را «جابجایی» پیوندگه نامیدند؛ دومین تغییر مکان در خارج از گوی فروزان بود. آنها این را «حرکت» پیوندگاه نامیدند. آنان دریافتند که تفاوت بین جابجایی و حرکت، ماهیت ادراکی است که هر یک از تغییر مکان ها آنرا جایز می شمارد.

از آن رو که جابجایی پیوندگاه، تغییر مکان در درون گوی فروزان است، دنیاهایی که بوسیله آن پدید می آید، هرقدر هم عجیب و غریب، شگفت یا باور نا پذیر باشد، هنوز در داخل قلمرو بشری است. قلمرو بشری تارهای انرژی است که از میان کل گوی فروزان می گذرد. برعکس، چون حرکت پیوندگاه بیرون رفتن به جایی در خارج از گوی فروزان است، تارهایی از انرژی را بکار میگیرد که آن سوی قلمرو بشری است. مشاهده درک این تارها دنیایی را بوجود می آوردکه آنسوی ادراک است، دنیاهایی باورناپذیر که اثری از پیشینیان بشر در آن نیست.

به دون خوان گفتم:
موضوع پیوندگاه اندیشه ایی نپذیرفتنی است که نمیدانم چگونه با آن سر وکار داشته باشم یا چطور درباره اش فکر کنم.
گفت:
فقط باید یک کار کنی. پیوندگاه را «ببین»! دیدن آن مشکل نیست. مشکل، شکستن دیوار حائلی است که همه ما در ذهن خود داریم، دیواری که ما را در جایمان نگاه میدارد. برای شکستن آن به تنها چیزی که نیاز داریم انرژی است. اگر انرژی داشته باشیم، «دیدن» خود بخود صورت میگیرد. لم کار در این است که دژ “از خود راضی بودن و امنیت کاذب” را ترک گوییم.

ـ دون خوان بدیهی است که دانش زیادی برای دیدن لازم است و فقط مساله انرژی نیست.
ـ باور کن، فقط مساله انرژی است: بخش مشکل این است که به خودت بقبولانی این امر میتواند صورت پذیرد. برای این که لازم است به ناوال اعتماد کنی.

📔 از کتاب “هنر رویا دیدن”
📝 نویسنده: کارلوس کاستاندا

فهرست